مؤلف مجهول

17

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

اهتمام نمايد در تحصيل او حاصل نشود ، زيراكه « 1 » عاشق است و عاشق كم است كه معشوق را « 2 » به دست آرد الا نادر . و اگر سايه در پى است هرچند جهد كنند و سعى نمايند در گريختن ، سايه اهتمام كند در رسيدن . مثل هذا اگر كسى دنيا ( و ) دنيائى را پشت پاى زند ، يعنى متوجه او نشود « 3 » و ملتفت او نگردد و گريزان « 4 » باشد ، دنيا بر وى روى آرد و در پى او چون سايه دوان و سرگردان باشد . و اين طريق نشان سعادت است « 5 » ، « ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ » [ الجمعة : 4 ، الحديد : 21 ] . اى درويش ! مرتبهء درويش « 6 » آن است كه در زمانى « 7 » كه كثرت اموال دارد به قناعت موصوف باشد ، چنان كه فرمود : القناعة عند الكثرة افضل الطاعات 5 . يعنى : قناعت نزد بيشترى مال ، بهترين طاعتهاست « 8 » و شيوهء درويشان است ، و پيشهء ايشان « 9 » و طاعت « 10 » مطيعان ، به تخصيص عادت اويسيان است ، زيراكه رئيس و مرجع اليه ايشان هميشه به اين صفت بوده است كه آن حضرت بزرگوار اويس است ، قدس الله سره العزيز . اما بعد ، معلوم باشد كه عمر آن قدس الله « 11 » سره العزيز به هشتاد و يك رسيد « 12 » . درين مدت عمر يك‌بار حرف ناموجه نگفت ، و فعل ناسزا واقع نشد ، و قول بى جا ازين بزرگوار صادر نشد « 13 » و هشتاد هزار كس از دولتمندان اويسيه به دولت ابدى و سعادت سرمدى مشرف شدند و تربيت يافتند . و هشتاد خليفه بر پاى كرد و به كمال رسانيد . روزى نشسته بود كه حضرت خواجه « 14 » اويس قدس الله روحه العزيز در عالم معنى ظاهر شد « 15 » و گفت : اى عبد الله ! مژده مر ترا كه مرتبهء قطبيت ترا مسلم مىشود . اگرچه شب ترا به آن جماعت صحبت است و ليكن از خيل آنها بودن مرتبهء ديگر است . شيخ گفت : اى بزرگوار ! درويش ابن الوقت را هيچ اختيار در دست نيست ، هر نوع « 16 » كه خواهند آن كنند . آن بود كه لباس قطبيت حاضر ساختند ، و شيخ را الباس كردند ، و فاتحه خواندند و مباركباد كردند ، و شيخ را در مسند قطبيت اسناد « 17 » كردند . و شيخ قدس الله سره العزيز درين منصب منصوب گشت . مدت سه سال قطب بود و درين مدت سه كس را مستحق قطبيت ساخت .

--> ( 1 ) - ب : + اگر ( 2 ) - ب : - را ( 3 ) - الف : او شود ( 4 ) - ب : + آن ( 5 ) - ب : سعادت تست ( 6 ) - ب : درويشى ( 7 ) - ب : دران زمان ( 8 ) - ب : بهتر است طاعاتست ( 9 ) - ب : + همان ( 10 ) - ب : طاعات ( 11 ) - ب ، ت : - الله ( 12 ) - ب : رسيده است ( 13 ) - ت : صادر و واقع شده ( 14 ) - ب : - خواجه ( 15 ) - ت : ظاهر شده ( 16 ) - ب : نوعى ( 17 ) - ب : استناد